رمضان سواد خواندن و نوشتن نداشت. از من خواست به خانوادهاش نامه بنویسم. گفت: بنویس تا سر صدام را نیاورم، به خانه برنمیگردم. در عملیات به عنوان حمل مجروح شرکت کرد؛ اما مجروحی برای حمل نداشت. هوا سرد بود. رمضان رفت زیر برانکارد و خوابید. دو روز بعد از عملیات با هم اسیر شدیم.
برچسب: نویسنده: متین رضایی تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 12:05
در مسیر عملیات بودیم. مجروحین شبهای قبل، روی زمین افتاده بودند. از تشنگی تقاضای آب میکردند؛ اما برایشان ضرر داشت. انصاری قمقهاش را از فانسقه باز کرد و به یکی از مجروحین داد. خدایا! او داراییاش را به تو داد. تو هم داراییات را به او بده!
برچسب: نویسنده: متین رضایی تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 12:05
برچسب: نویسنده: متین رضایی تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 12:05